جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
642
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
بپندارند و مىگويند كه گويا يكبار آداب تعميد هم بجا آورد كه بنابر آن هيئت « برادران مسيحى » شادمان و در پيروزى او بر تركها كه آن را از بركات اين گرايش « * » مىپنداشتند رسالههائى انتشار دادند . قرن بعد نادر شاه در گيرودار بىرعايتى شديدى كه نسبت به عقايد مذهبى وجود داشت فرمان داد كه انجيل را به زبان فارسى درآوردند و سپس در محضر كشيشان و ربىها و ملاها عقايد مندرج در آن را كه به صورت خندهآورى عارى از صحت بود به باد استهزا گرفت . اولين هيئت روحانى پروتستان كه به ايران رفت هنرى مارتين معروف بود كه در سال 1811 رهسپار شيراز شد . اين مرد ممتاز كه همه را شيفتهء حسن خلق و سادگى خود ساخته بود در ظرف مدت محدود يك سال تأثيرات نيك نمود ( زيرا كه در طوقات در بخش آسيائى تركيه در اكتبر 1812 وفات يافت ) كه آن را بايستى به آراستگى وجود خود او و كيفيت مأموريتش نسبت داد . وى كه به كافر روشن - ضمير مشهور شده بود در ترجمهء انجيل به فارسى همت گماشت و در مناقب حضرت مسيح موعظه مىكرد و آشكارا در رد اسلام سخن مىگفت . نسخهاى از گفتار او كه به خط خودش بود به كربلا ارسال شد تا علماى آن شهر مقدس در مقام جواب برآيند . نويسندهاى ناشناس در شرحى كه در « مجلهء آسيائى » شمارهء مارس 1830 منتشر ساخت با نقلقول يكى از ملاها به نام محمد رحيم مىنويسد كه اين شخص به وسيلهء مارتين به آئين مسيحى درآمد : « در سال 1823 شخصى انگليسى به شهر ما ( شيراز ) آمد ، او دين مسيحى تبليغ مىكرد آن هم با شهامتى كه در ايران در ميان آن همه ناسزا و بدرفتارى ملاها و توده سابقه نداشت . وى جوان بىريشى بود كه در اثر ناخوشى عليل مىنمود و بيش از يك سال در شهر ما زيست . بردبارى سرشار او علىرغم رفتار گستاخانهء مخالفانش و آرامش باوقارى كه در مقابل حرف و استدلال رقيبان خود و فاش - ساختن قول ناصواب آنها داشت ( زيراكه فارسى نيك مىدانست ) رفتهرفته مجابم
--> ( * ) مسلما شاه عباس نسبت به اقليت مسيحى خوشرفتارى فراوان مىكرد و آنان را تحت حمايت خود مىداشت ، ولى اين ادعاى نويسنده را ساير مدارك تاريخى تأييد نمىكند . مترجم .